صفحه اصلیجستجو در مطالبایستگاه آگهی هاورود و درج آگهیدرج بنر تبلیغاتیمجله اینترنتی فروشگاه دریکسازبازاریابی و کسب درآمدثبت محصول و فروشبک لینک دهی رایگانتماس با ماگروه یاب و لینکیاب


 

 

کتابی که خانم بازیگر هانیه توسلی پیشنهاد می کند بخوانید 11944

اخیرا خانم بازیگر ایرانی هانیه توسلی عکسی از خود در حالی که کتاب (اتاق سرد آنجلا) را در دست گرفته است منتشر کرد
در این مطلب از مجله اینترنتی دریکساز می خواهیم به معرفی این کتاب که توسط خانم هانیه توسلی پیشنهاد می شود بپردازیم


اجاق سرد آنجلا

فرانک مک کورت

گلی امامی

نشر فرزان

 فرانک مک کورت معلمی ساکن آمریکا اما اصالتا ایرلندی است که در این کتاب شرح کودکی و نوجوانی خود در ایرلند را نوشته است . فرانک در خانواده ای بسیار فقیر به دنیا می آید . پدری که مهربان است ، فرزندانش را دعوا نمی کند یا کتک نمی زند ، بهترین سهم غذا را به آنها می دهد اما در عین حال دائم الخمر است و هیچ پولی برای امرار معاش به خانواده نمی دهد ... آنجلا مادر مومنی که سعی می کند به هر نحوی شده حتی با گدایی یا پست ترین کارهای ممکن نانی برای بچه هایش فراهم کند و کودکانی که انقدر زود بزرگ می شوند که مثلا در 4 سالگی از فرزندان کوچک مراقبت کرده و حتی آنها را حمام می برند و تمیز می کنند ...... یک زندگی فقیرانه و سیاه با طنزی فوق العاده زیبا و سبکی شدیدا روان نوشته شده .....

کتاب فوق العاده است وقتی شروع کنید اصلا نمی تونید زمین بذاریدش همه چیز اروم و روون و در عین تلخی به صورتی بسیار شیرین پیش می ره .... ادم دلش می خواد بچه های به این بامزگی را بخوره و در عین حال از این همه بدبختی که بعضی افراد باهاش درگیر هستند بغض می کنه .....

 فوق العاده کتاب را دوست داشتم و شدیدا پیش نهاد می کنم بخونیدش .... ترجمه خانم امامی هم خوب بود اما خوب بعضی جاها یک گاف هایی داده بود که باور نکردنی بود ... مثلا دیگه در حد متوسط هم می دونیم go down the aisle یک عبارت به معنای ازدواج کردن است ولی معناش کرده بود شما باید با هم راهرو کلیسا را طی کنید . تفسیر که نداریم یک ترجمه روان لازمه البته ترجمه کلا روان بود ها به جز یک اصطلاحات اینجوری

 اجاق سرد آنجلا در همان سال انتشار خود برنده جايزه پوليتسر و جايزه انجمن ملي منتقدين كتاب آمريكا گرديد، هفته ها و هفته ها در صدر كتاب هاي پرفروش باقي ماند، و فيلمي بر پايه داستان آن ساخته شد. در هر صورت فرانک مک کورت که مبتلا به سرطان نیز هست مهم ترین رسالت خودش را اموزش و پرورش می دونه .

اینم واسه اون دوستای خوب و محترمی که می گن بیشتر تایپ کن :دی

(اون کتابی که من خودنم البته جلدش این جوری نبود )

 قسمت های زیبایی از کتاب

 معروف است که می گویند در ایرلند باستان ساس وجود نداشته ، و کار کار انگلیسی هاست که آنها را وارد کرده اند که ماها را کاملا به جنون بکشانند و اگر از من بپرسی از انگلیسی ها بعید نیست .

 داشتن چشم لوچ موهبتی است ، چون می توانی مثل یکی از خدایان در آن واحد در دو جهت نگاه کنی و اگر در زمان رومی های باستان لوچ بودی ، مثل آب خوردن برایت کار پیدا می شد . اگر به عکس امپراطورهای روم قدیم نگاه کنی ، می بینی که چشم همه شان کمی چپ است .

 به ما می گوید باید مراقب باشیم و زبانمان را به حد کافی بیرون بیاوریم تا قرص نازک فطیر عشا ربانی از روی زبانمان لیز نخورد و زمین بیفتد . چون این بدترین بلایی است که ممکن است سر کشیشی بیاید . اگر قرص فطیر از روی زبانتان لیز بخورد و بیفتد ، آن کشیش بیچاره باید روی زانویش بیفتد و ان را با زبان خودش از روی زمین بلیسد و حتی زمین اطراف آن را هم بلیسد مبدا قرص فطیر از جایی به جای دیگر قل خورده باشد . ممکن است زبان کشیش شکافی بردارد که باعث شود ورم کند و قد یک شلغم شود و همین کافی است که سبب خفگی و در نهایت مرگ او بشود .

 من نه ساله ام و رفیق شفیقی به نام بیلی اسپلاسی دارم که تمام اقوامش یکی بعد از دیگری با حمله بی رحمانه سل تلف می شوند . به میکی حسودی ام می شود ، چون هر بار کسی در خانوده اش می میرد ، یک هفته از مدرسه مرخص می شود و مادرش یک ستاره سیاه به آستین او می دوزد تا بتواند در خیابان ها ول بگردد و مردم می فهمند که او عزادار است و پول و شیرینی به او می دهند تا غمش تسکین پیدا کند .

اما این تابستان میکی نگران است . خواهرش براندا دارد از سل تلف می شود و تازه ماه اوت است و اگر بمیرد او نمی تواند یک هفته از مدرسه مرخصی بگیرد ، چون وقتی مدرسه تعطیل است تو نمی توانی یک هفته از آن مرخصی بگیری . می آید پیش من و بیلی کمبل و از ما می خواهد با او به کلیسای جوزف مقدس در همان نزدیکی برویم و برای براندا دعا کنیم که تا ماه سپتامبر دوام بیاورد .

 روز بعد صبح زود از رختخواب بیرون می آید و نوزاد را برای غسل تعمید آماده می کند و به برایدی می گوید هیچ وقت خودش را نمی بخشد اگر این نوزاد بمیرد و روحش به برزخ برود . همان جایی که نوزادان غسل تعمید نشده می روند که ممکن است گرم و نرم باشد ولی تا ابد تاریکی و تباهی است و تا روز رستاخیر هیچ امیدی به نجاتش نخواهد بود .

ماردبزرگ هم امده کمک کند و می گوید حق با توست ، برای نوزادی که غسل تعمید نشده در آن دنیا راه نجاتی وجو ندارد .

برایدی می گوید خدایی که با نوزادان چنین کند ، خدای سنگدلی است .

مادر بزرگ می گوید باید هم سنگدل باشد ، درغیر این صورت همه جور نوزادی دم در بهشت صف می بندند که وارد شوند ، پروتستان و انواع و اقسام دیگر و بعد از بلاهایی که هشتصد سال تمام بر سر ما آوردند ، چرا باید به بهشت بروند ؟

برایدی می گوید نوزادها که این بلاها را بر سر ما نیاوردند ، آنها خیلی کوچکند .

مارد بزرگ می گوید اگر فرصتش دست می داد ، حتما می آوردند . آنها را برای این کار تربیت می کنند .

اصلا شانه ندارم و می دانم که تمام دنیا از سر شانه های پهن خوششان می آید . وقتی مردی در لیمریک می میرد ، زن ها همیشه می گویند ، چه مردی ، شانه هایش به این پهنی بود ، از در تو نمی آمد ، همیشه مجبور بود از پهلو وارد شود . وقتی بمیرم می گویند بدبخت بیچاره ، مرد بدون آنکه زیر گردنش اثری از شانه باشد .

تاریخ ثبت مقاله: 1396/5/1    تاریخ به روزرسانی مقاله: 1396/5/1
منبع: مجله اینترنتی دریکساز
بازديد: 464
امتیاز: 0
نام کاربری نویسنده: m

 

امتیاز دهی

لطفا به مقاله فوق امتیاز دهید:






نظرات شما

شما می توانید درباره مقاله فوق نظر دهید:

نام و نام خانوادگی:

متن تصویر مقابل

 


کلمات کلیدی: کتاب ، معرفی کتاب ، بازیگر زن ، هانیه توسلی ، عکس ، سری جدید ، کتاب های جدید ، مطالب دنیای بازیگران ، دریکساز

اشتراک گذاری این مطلب در لینکدین   اشتراک گذاری این مطلب در فیس بوک   اشتراک گذاری این مطلب در تویتر   اشتراک گذاری این مطلب در کلوب   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل بوک مارک   اشتراک گذاری این مطلب در یاهو   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل پلاس وان   ارسال این مطلب به ایمیل دوستان   محبوب کن - فیس نما



پرفروش ترین محصولات دانلودی

پرفروش ترین محصولات پستی

پربیننده ترین محصولات

جديدترين محصولات سایت

 

دانلود نمونه سوالات آيين نامه ...

بهترين سايت درج اگهي رايگان ...

Code Center